عبدالله مستوفى

292

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نكرده بودند ، چون ضديت آنها را با حكومت ميديدند ، آنها را حافظ حقوق خود دانسته ، احكام انجمن را مانند وحى آسمانى لازم الاجراء مىپنداشتند ، و هرروز عدهء كثيرى در حياط و كوچه و خيابان محل انجمن جمع ميشدند ، تا از نمايندگان خود ( ؟ ) تقويت كرده ، احيانا قوهء مجريهء احكام انجمن خويش باشند . از ميان انجمنهاى ايالتى و ولايتى كل كشور ، انجمن ايالتى آذربايجان خيلى مقتدر ، و خدماتى هم بآزادى كرده بود . چنان كه ، در وقعهء لوطىبازى ميدان توپخانه بواسطهء تلگرافات اين انجمن بود ، كه ساير انجمنهاى ايالتى و ولايتى كشور ، به پشتيبانى مجلس شوراى ملى انگيخته شده ، و مستبدين دربار محمد على شاه را بلولئين كردند ، و بالجمله در آن دوره ، بعد از مجلس شوراى ملى ، انجمن ايالتى آذربايجان قدرت معنوى زيادى تحصيل نموده ، و تمام اهالى تبريز ، كه مركز آذربايجان بود ، تا همه‌جا ، از انجمن ايالتى خود دفاع ميكردند ، و از آن حرف‌شنوى داشتند . پيشرفت ستارخان سردار ملى در دورهء استبداد صغير ، و مقاومت ده ماههء تبريز در برابر قشون دولتى ، بر اثر همين نفاذ امر انجمن ايالتى آذربايجان بود ، و الا ستار خان كسى نبود كه بتواند اين كار را يك تنه اداره كند . در دورهء مجلس اول ، و يكى از روزهاى اوليه و هرج‌ومرج انجمن ايالتى آذربايجان بعضى از اعضاء بافكرتر ، كه از بىنظمى مذاكرات و زيادى مداخلات انجمن ، در كارهاى مشروع حكومتى بجان آمده بودند ، پيشنهاد كردند كه نظامنامه‌اى براى انجمن نوشته شود كه حدود اختيارات و رويهء مذاكرات انجمن تعيين گشته ، وقت گرانبهاى جلسات بمذاكرات بيهوده تلف نشود . در سر رد و قبول اين پيشنهاد مشاجرهء زيادى درگرفت و چنان كه معلوم بود اكثريت اعضاء كه طرفدار بىلجامى بودند برضد اين پيشنهاد عاقلانه برخاستند ، البته مذاكرات به زبان تركى بود . هواخواهان و اضداد داد فصاحت و بلاغت دادند و آنچه در انبان مغز خود كنايه و استعارهء نيش‌دار تركى داشتند ، برضد همديگر به كار بردند و بقدرى سروصدا و هياهو راه انداختند كه مردم متفرقه كه در حياط و كوچه بودند بدون اينكه بدانند مذاكره بر سر چه موضوعى است چون اجمالا از سروصداى زياد انجمن دانستند كه موضوع مهمى در جلسه مطرح است ، همگى در نزديكى طالار جلسه اجتماع نمودند . چون طرفين قضيه خيلى در عقيدهء خود پافشارى داشتند رئيس انجمن ، براى ختم مناقشه موضوع را تحت رأى كشيد . اكثريت بعدم لزوم نظامنامه رأى داد ، رأى اكثريت « نظامنامه ايستميرخ » كه اعلام شد ، طرفداران رد پيشنهاد از فرط شادى هم صدا آن را تكرار كردند . مردمى كه جلو طالار جلسه بودند و البته معنى نظامنامه را هم نمىفهميدند نظامنامه را نيظامو العولما شنيدند و براى اظهار انقياد نسبت بانجمن ، صدا را به جملهء نيظامو العولما ايستميرخ بلند نمودند . باقى اشخاص كه در حياط و كوچه بودند ، براى اينكه در